bolet_teletype
به سایت خبری "جی کی" نیوز خوش آمدید
l_bolet_tele
آخرين بروزرساني 03 آبان 99 ،‌ 03:08
bolet_tele
پيرترين رزمنده هشت سال دفاع مقدس برازجاني بود و ۹۵ سال سن داشت.
کد خبر: 563
تاریخ انتشار: جمعه ، 6 آذر 1394 - 28 October , 2020

پيرترين رزمنده هشت سال دفاع مقدس برازجاني بود  و ۹۵ سال سن داشت. همرزمان جوانش به او”بابا” می گفتند، حتی از پدر خیلی رزمنده ها هم سنش بالاتر بود. “زارعباس تنگستانی” اهل برازجان بوشهر با همان سن و سالش آمده بود در میدان نبرد تا دین خودش به اسلام را ادا کند به بچه ها می گفت: زمان رئیسعلی دلواری من جزو سربازانش بودم. آن موقع سرباز رئیسعلی دلواری بودم و الان سرباز خمینی هستم. به رزمنده های جوان دور و برش می گفت: باید تا سن من مقاومت کنید.

اسلامی یکی از همرزمان زارعباس تنگستانی تعریف می کند: پس از عملیات طریق القدس در مدرسه شهید رجایی سر چهارراه آبادان_اهواز مستقر شدیم، سازمانی را تشکیل دادیم، گروهان هایی شکل گرفتند و به منطقه شوش رفتیم. قبل از وارد شدن به شهر شوش در ۵ کیلومتری روستایی به نام ابوذر غفاری وجود دارد که ۲۰ و چند روزی نیروها در این محل مستقر بودند.

اسلامی از روحیه ی بالای این رزمنده کهنسال می گوید و ادامه می دهد: زارعباس تنگستانی می گفت زمانی که در کنارimage رئیسعلی می جنگیدم تقریبا هم سن و سال شما بودم (اکثر نیروهای رزمنده در دفاع مقدس ۱۷ تا ۲۵ سال سن داشتند). می گفت قبل از اینکه شناسنامه ای به وجود بیاید متولد شده و ۱۰ سال بعد از اینکه اولین شناسنامه صادر شده شناسنامه خودش را گرفته.

پیشکسوت جبهه سوسنگرد در توضیح “ترین” های دفاع مقدس اضافه می کند: ممکن است هر کدام از “ترین” های دفاع مقدس مثل بزرگترین یا کوچکترین رزمنده ها هر دوره تغییر ایجاد شود. اگر کسانی رزمنده ای را به عنوان پیرترین رزمنده معرفی کرده است اشتباه نمی گوید، تنها باید دقت کرد که در چه مقطع زمانی بوده است. “زارعباس تنگستانی” در برهه زمانی سال ۶۰ و اوایل ۶۱ پیرترین فرد دفاع مقدس بود که در گروهان شهید مطهری از تیپ کربلا خدمت می کرد.

اسلامی از پیگیری سرنوشت پیرترین رزمنده دفاع مقدس پس از حضور چندین ماهه اش در جبهه های جنگ می گوید: بعد از آخرین دیدار با زارعباس پیگیر حال او شدیم که فهمیدم حدود ۷ ماه بعد از حضور در جبهه به رحمت خدا رفته است.

نشاط رزمی “زارعباس” به رزمنده ها روحیه می داد

هم رزم “زارعباس تنگستانی” خاطره ای از این مرد کهنسال دفاع مقدس روایت کرد و گفت: در منطقه شوش که مستقر بودیم چون تپه ها نام نداشت جهاد سازندگی تابلوهایی به نام های کربلا و نجف و فجر زده بود تا ماشین هایی که برای رساندن غذا، تجهیزات، نیرو، کمک های امدادی و رساندن رزمنده ها در رفت و آمد بودند بدانند کجا باید بروند.

وی ادامه داد: با اینکه چشمان زارعباس خوب نمی دید و با دشمن هم فاصله داشتیم اصرار می کرد که عراقی ها را نشانش بدهیم تا تیر اندازی کند. توی آموزش جایی را نشانش می دادیم و می گفتیم آنجا عراقی ها هستند ایشان هم تیراندازی می کرد و می گفت عراقی ها را زدم. این احساس رزم زارعلی و نشاط رزمی که داشت برای روحیه بچه ها بسیار خوب بود. رزمنده ها او را “بابا” صدا می کردند و همیشه هوایش را داشتند.

اسلامی در خاطره ای دیگر گفت: وقتی اسلحه سیمینوف به دست ما رسید تفنگ برنوی قدیمی زارعباس را از او گرفتیم و یک سمینوف به او دادیم. به سختی مقاومت می کرد می گفت این برنو عمر خاطره من است چطوری می خواهید از من بگیرید. اتفاقا برنو اسلحه سنگینی بود، لگدهای سنگین می زد و گاز باروت به نحوی کاملا قدیمی تخلیه می شد.


بازگشت به صفحه اصلی
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
در انتظار بررسی:
انتشار یافته: 0

نام:

متن نظر:

آخرین اخبار